واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : كريم كشاورز )
985
تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى )
وضع روستائيان ماوراء النهر در آغاز سالهاى بيستم [ در سال 1222 ميلادى / 619 هجرى قمرى ] و در زمان چان - چون چگونه بوده است « 1 » . ظاهرا روستائيان به رغم حسن اداره يلواچ هنوز به ترميم آثار خرابى و فقر موفق نشده بودند . خروج و نهضت تارابى نيز مانند همهء نهضتهاى مردم مبناى دينى داشته ولى رهبر خروج مبين عقايد « بر حق » اسلامى [ سنى ] نبوده بلكه معتقدات عوام را تبليغ مىكرده . در آن زمان در ماوراء النهر و تركستان مردم بسيار و به ويژه زنانى وجود داشتند كه مدعى داشتن مرابطه با ارواح بوده [ پرى دارى و پرى خوانى ] بيماران را به يارى احضار ارواح و رقص و اعمال عجيب و غريب و گوناگون شفا مىدادند . يكى از اين زنان خواهر تارابى بوده و تارابى اين هنر را از او آموخته بود . تارابى موفق به شفا دادن چندين بيمار شد و پس از آن عامهء ناس به نيروى اعجاز وى اعتقادى پيدا كردند و شمار پيروانش روز بروز افزون گشت . محمود تارابى تنها ميان عوام طبقهء پست طرفدار نداشت . ايمان به وى آنچنان در بخارا رواج يافت كه حتى جوينى در بخارا « از چند معتبر مقبول قول » شنيد كه محمود در حضور ايشان دو نابينا را فضلهء سگ در چشم كرد و « صحت يافتند » . جوينى مىگويد « اگر من اين حالت به چشم خود مشاهده كنم بمداواى چشم مشغول شوم » . ولى به عقيدهء وى « عوام الناس را خود چه بايد تا تبع جهل شوند ، روى به دو نهادند » . يكى از دانشمندان بخارا كه « بفضل و نسب معروف و مشهور » بود و به شمس الدين محبوبى ملقب « به سبب تعصبى كه او را با ائمهء بخارا بودست » جانب تارابى را گرفت و به وى گفت كه پدرم روايت كردست در كتابى نوشته كه از تاراب « صاحب دولتى كه جهان را مستخلص كند ظاهر خواهد شد و
--> ( 1 ) - رجوع شود به ما قبل ص 937 - 935 اصل .